ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )
57
اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )
به ساحل آمد و در زمان سوار بر اسب به سوى خانهء خود راند . دوشنبه 10 ، دلال متوفاى انگليسى ناچاجترا « 26 » كه دارائىاش به دست وكيلش ناچازنكر « 27 » افتاده است يكهزار و پانصد تومان به حاكم پيشين يعنى همين ميرزا زاهد على بدهكار بوده ( دليل اين بدهى به درستى معلوم نيست ) است . داستان اين بدهى نيز به عرض سيد احمدخان رسيده و او بدهى مزبور را از وكيل نامبرده مطالبه مىكند و وكيل با رنج و جان كندن تاكنون توانسته انگليسيان يا دست كم مدير شركت انگليس آقاى دريپر « 28 » را وادار به مداخله كند و مدير قول داده كه هر چه زودتر اين وام پرداخت مىشود . اكنون دانستيم كه ميرزا زاهد على نمىخواهد پيش از آنكه دست كم بخشى از اموال مصادره شدهاش را به او بازگردانند از بازداشتگاه خود بيرون آيد وى گفته با دست تهى و بىچيزى نمىتواند خود و خانوادهاش را تكفل كند بهتر است او را آزاد گذارند تا مطابق شئونات خود عمل كند اينست كه ترجيح مىدهد همينجا بماند . خان به او پيام داد كه مىتوانى در زندان بمانى و او با رغبت پذيرفت . سهشنبه 11 ، گفته شد كه شهريار ميناب فقط با ده تن به شهر آمده تا به سيد احمد خان اظهار انقياد كند . چهارشنبه 12 ، به نظر مىرسد كه سيد احمدخان در اجراى نقشههاى دفاعى خود جدى است زيرا كه دستور داده دژى كهن را كه تقريبا در ميان شهر و دقيقا همسطح جايگاه نمايندگى هلند قرار گرفته تعمير كنند و مىخواهد توپها و وسايل جنگى ( پشت برگ 3476 ) را در آن مستقر سازد . گذشت زمان نتيجه را معلوم خواهد كرد . پنجشنبه 13 ، مردى رازدار پنهانى نزد مدير شركت آمد و گفت كه از ناظر سيد احمدخان به نام آقا رضا ( كه پيشترها در خدمت نور اللّهخان بدنهاد بوده و در همان
--> ( 26 ) - Nacha Tjettera ( 27 ) - Nacha Zancar ( 28 ) - Mr DraPPer